۱۴ آذر ۱۴۰۰

رادیو پی‌آر‌سی

رادیو و سایت خبری فارسی زبان

مادر ابراهیم کتابدار: من از خامنه‌ای و از این دولت هیچ نمی‌خواهم غیر از یک چیز؛ قاتل فرزندم

سکینه احمدی مادر ابراهیم کتابدار، از کشته شدگان اعتراضات آبان‌ ۹۸ در ایران، می‌گوید مقامات با او تماس گرفته و درخواست کرده‌اند به خانه او بیایند یا حتی پول یا شغل به پسر یا عروسش بدهند، ولی او درخواست آن‌ها را رد کرده و گفته غیر از قاتل پسرش هیچ‌ چیز نمی‌خواهد. سکینه احمدی روز پنجشنبه ششم آبان در گفت‌وگو با مسیح علی‌نژاد گفت: الان از سر خاک آمدم و آن‌جا افطار کردم. من ماه آبان روزه می‌گیرم. ابراهیم من را در آبان کشتند. روزه می‌گیرم و این را به مردم می‌گویم محرم من، ماه رمضان من، آبان ماه است؛‌‌ آبان سیاه و آبان خونین است. پسر من را کشتند، یک هزار و ۵۰۰ جوان را آبان ماه کشتند. مادر ابراهیم کتابدار در مورد تلفن‌هایی که مقامات به او و اعضای خانواده‌اش زده‌اند گفت: سه بار به پسرم تلفن زدند. امروز هم که راهی مزار بودم، تلفن زدند و گفتند اجازه بدهید فرمانداری کرج، فرمانداری ساوجبلاغ و امام جمعه‌هایشان فردا که روز جمعه است به خانه شما بیایند. من گفتم برای چی؟ بگوییم دستتان درد نکند پسر من را کشتید؟ بعد از دو سال چه بگویند؟ وی افزود: گفتند ما می‌خواهیم بیاییم ببینیم درد مادر چیست و چه می‌خواهد..

سکینه احمدی مادر ابراهیم کتابدار، از کشته شدگان اعتراضات آبان‌ ۹۸ در ایران، می‌گوید مقامات با او تماس گرفته و درخواست کرده‌اند به خانه او بیایند یا حتی پول یا شغل به پسر یا عروسش بدهند، ولی او درخواست آن‌ها را رد کرده و گفته غیر از قاتل پسرش هیچ‌ چیز نمی‌خواهد. سکینه احمدی روز پنجشنبه ششم آبان در گفت‌وگو با مسیح علی‌نژاد گفت: الان از سر خاک آمدم و آن‌جا افطار کردم. من ماه آبان روزه می‌گیرم. ابراهیم من را در آبان کشتند. روزه می‌گیرم و این را به مردم می‌گویم محرم من، ماه رمضان من، آبان ماه است؛‌‌ آبان سیاه و آبان خونین است. پسر من را کشتند، یک هزار و ۵۰۰ جوان را آبان ماه کشتند. مادر ابراهیم کتابدار در مورد تلفن‌هایی که مقامات به او و اعضای خانواده‌اش زده‌اند گفت: سه بار به پسرم تلفن زدند. امروز هم که راهی مزار بودم، تلفن زدند و گفتند اجازه بدهید فرمانداری کرج، فرمانداری ساوجبلاغ و امام جمعه‌هایشان فردا که روز جمعه است به خانه شما بیایند. من گفتم برای چی؟ بگوییم دستتان درد نکند پسر من را کشتید؟ بعد از دو سال چه بگویند؟ وی افزود: گفتند ما می‌خواهیم بیاییم ببینیم درد مادر چیست و چه می‌خواهد. من چه می‌خواهم؟ من هیچ چیز از این دولت و از این خامنه‌ای هیچ‌چیز نمی‌خواهم؛ قاتل پسرم را می‌خواهم. یک هزار و ۵۰۰ جوان را خونشان را ریختید و کشتید. حتی اگر فردا بیایند، همین را می‌گویم. سکینه احمدی گفت: در این دو سال حتی یک بار نیامدند از من چیزی بپرسند. الان می‌گویند کار می‌دهیم به شما، پول می‌دهیم به شما یا به عروس و پسرتان کار می‌دهیم، بیاییم فیلمبرداری کنیم و ببریم به تلویزیون نشان دهید. مادر پویا بختیاری: ماموران امنیتی گفتند پس پیرزن پرحاشیه تو هستی مادر پویا بختیاری، یکی دیگر از کشته شدگان اعتراضات آبان‌ ۹۸، نیز به این گفت‌وگوی اینستاگرامی پیوست و از جریان حمله ماموران امینتی به منزل مسکونی‌اش در حالی که تنها بود خبر داد و گفت ماموران وقتی به خانه آمدند به من گفتند: «پس پیرزن پرحاشیه تو هستی.» ناهید شیرپیشه گفت: من یک معلم بودم و عشق می‌ورزدیم به شغلم و به دانش‌آموزانم. حالا من شده‌ام پرحاشیه؟ مگر من حاشیه داشتم. پسر من را کشته‌اید و اعتراض به کشته‌شدن پویا شده حاشیه؟ او افزود: اگر ما را تهدید می‌کنند، این خیلی بیشرمی است. می‌کشند و زبانشان هم دراز است. این قتل عمدی که کرده‌اند جبران‌ناپذیر است و هیچ مادری نه می‌تواند ببخشد، نه فراموش کند. خانم شیرپیشه گفت: در تاریخ ۲۲ مهر چهار نفر از ماموران امنیتی و اطلاعاتی در خانه را زدند. من با لباس آزاد خانه بودم و چیزی بر سر نداشتم. من به آن‌ها گفتم کسی خانه نیست، بگذارید من مانتو بپوشم و چیزی بر سر کنم. این‌هایی که به خاطر چند تار مو دختری را به تازگی سرش را به ون کوبیدند و به داخل انداختند، اجازه لباس پوشیدن به من ندادند و همین طور وارد شدند. سه مرد و یک زن وارد شدند. همه خانه را تفتیش کردند و به زور گوشی من را از دستم گرفتند. من به آن‌ها گفتم خجالت نمی‌کشید؟ واقعا شرم نمی‌کنید؟ در اتاق پویا هنوز باز است. در این شرایط آمدید خانه من که چه بگویید؟بگویید پیرزن بی‌حاشیه و گوشی من را از دستم بگیرید؟ وی در ادامه تاکید کرد: هیچ چیز باعث نمی‌شود من سکوت اختیار کنم. تا جان و نفس دارم و تا قیامت تا انتقام ابراهیم که دو تا بچه‌اش را یتیم گذاشتند نگیرم، نمی‌بخشم و فراموش نمی‌کنم. از او که پسر من را کشته انتقام می‌گیرم. ناهید شیرپیشه اضافه کرد: «آرزویی که من دارم چیزی است که پویا می‌خواست و برای دست یافتن به آن بیرون رفت و همه دست به دست هم داده و به آن خواهیم رسید و آن، کنار رفتن این رژیم است. حتی جان خود را می‌دهیم؛ همان‌طور که پویا هم جان خود را داد. مادر ابراهیم کتابدار نیز در تایید گفت: «ابراهیم من هم همین‌طور.»